«گمیچی»؛ بیان معظلی جغرافیایی در بستر سینمایی قصه­‌گو

سینماپرس/ رسول شادمانی: فیلم سینمایی «گمیچی» به کارگردانی «مجید اسماعیلی­ پارسا» را در جشنواره فیلم سبز دیدم و نشد که بی­ تفاوت از کنار آن گذر کنم. فیلم شاخصه­ هایی دارد که نظر مخاطب را به خود جلب می­کند.

«گمیچی» قصه نوجوانی آذری به نام حسن است که علاقه­ ی وافری به کشتی پدرش که سالهاست در حاشیه دریاچه­ ی خشکیده­ ی ارومیه به گل نشسته دارد. او به همراه دوست آبادانی خود که ناجی نام دارد تلاش می­کند کشتی را برای روز تولد پدرش آماده و راه­ اندازی کند اما در این مسیر با مشکلات عدیده­ ای مواجه می­شود.
«گمیچی» که گویی نامی مبهم و سؤال­ برانگیز است، روستایی در استان آذربایجان شرقی است. نام این روستا از دو کلمه «گمی» به معنای کشتی و پسوند مالکیت «چی» تشکیل شده است که حکایت از فعالیت مردمانی در زمینه کشتی ­سازی و کشتی­رانی در دریاچه ارومیه دارد.

فیلم «گمیچی» را شاید در طبقه ­بندی سینمایی به دلیل  برخورداری از قهرمانی نوجوان در زمره­ ی فیلم ­های نوجوان قرار دهند اما پیام روشن فیلم و ارتباط آن با مخاطب در سنین مختلف، فیلم را به فصلی مشترک میان سینمای نوجوان و بزرگسال مبدل می­کند.

به تصویر کشیدن معظلات اجتماعی، بیشتر و پیشتر در قالب و گونه برنامه­ ها و یا سینمای مستند ارائه شده است و بر همین اساس در یک خطی قصه ی «گمیچی» نیز که میخوانیم موضوع خشک شدن دریاچه ی ارومیه است خود به خود ذهنمان درگیر تصاویری مستند می­شود. حال آنکه اسماعیلی در «گمیچی» این معظل دهشتناک را به خوبی در جریان سینمایی قصه­ گو و مدیوم سینما ارائه کرده است. ساختار دراماتیک «گمیچی» از بنا و پیکره­ای مستحکم برخوردار است که لحظه ­ای مخاطب را به خود وانمی­ گذارد. نگاه خلاقانه نویسندگان فیلمنامه گمیچی (مجید اسماعیلی­پارسا ـ امیر عبدی) به موضوعی استراتژیک و انتخاب دو شخصیت اصلی قصه از شمال و جنوب کشور و پیوند و اتحاد آنها جهت مقابله با دردی مشترک، میهنی و سرزمینی، ستون اصلی و مستحکم ساختمان درام «گمیچی» است که مخاطب را همواره با قصه درگیر کرده و به درستی کشش ایجاد می­کند.

فیلم به شدت تحت تأثیر سینمای «امیر نادری» است. با دیدن «گمیچی» به کرات «دونده» برای مخاطب تداعی می­شود حال اینکه اسماعیلی تأکید مؤکد دارد که سینمای نادری و بویژه «دونده» را هرگز ندیده است.

بازی­های روان بازیگران آماتور فیلم به ویژه دو نوجوانی که نقش­های اصلی را ایفا می­کنند حاکی از تبهر کارگردان در این زمینه است. بازی­های بی­عیب و نقصی که پروانه زرین بهترین بازیگری از جشنواره بین­ المللی فیلم نوجوان همدان را برای هر دو بازیگر نوجوان این فیلم به همراه داشته است.

هماهنگی و همراه بودن موسیقی روان فیلم با قصه و ساختار، کمک شایانی را به موفقیت فیلم کرده است.

فیلمبرداری فیلم نیز که با نگاه خلاقانه «محمود فکوری» ـ مدیر فیلمبرداری ـ نهایت بهره را از موقعیت مکانی و جغرافیایی قصه برده است، قاب­هایی ماندگار را ایجاد کرده که برخی از آنها به تنهایی می­تواند مانند تابلویی زیبا و حاوی پیام به دیوار بنشیند.

مجید اسماعیلی ­پارسا که تا پیش از این پنج فیلم تلویزیونی «نزدیک­تر بیا»، «کمی دورتر»، «خشت بهشت»، «خدا جیرجیرکها را دوست دارد» و «رقص روی یخ» و نیز فیلم سینمایی «ماهی سیاه کوچولو» را در کارنامه خود دارد، با «گمیچی» اطمینان و نوید کارگردانی خلاق و توانمند را به سینمای ایران می­دهد. عملکرد موفق کارگردانانی جوان چون «محمدحسین مهدویان»، «سعید روستایی»، «مجید اسماعیلی­ پارسا» و … در سطح اول سینمای کشور، اتفاق خجسته ­ایست که باید آن را به فال نیک گرفت و غنیمت شمرد که بی­ شک توجه بیشتر مدیران و مسئولان سینمایی کشور را طلب می­کند.

در این میان نقش و تأثیر تهیه­ کنندگان در رصد، شناسایی و ایجاد فضایی مناسب برای جولان کارگردانان جوان و اطمینان به آنها، در رشد و اعتلای سینمای کشور بسیار حائز اهمیت است. تهیه ­کننده­ ای مانند «محمدرضا شفیعی» جوان که با اعتماد به «مجید اسماعیلی» جوان، فضای فعالیت در عرصه­ ی سینمای حرفه­ای را با تولید فیلم «ماهی سیاه کوچولو» ـ به نمایش درآمده در جشنواره سی ­وسوم فیلم فجر ـ برای او ایجاد می­کند و این چنین در گام بعدی «گمیچی» رقم می­خورد.